تبليغاتX
نیستان (NEYESTAN)
خوشنویسی
 

 

ای غایب از نظر بخدا می سپارمت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/09/11ساعت 23:6  توسط معصومه فلاح فرد  | 

 

 

عیشهاتان نوش بادا هر زمان ایعاشقان

عیدتان مبارک

+ نوشته شده در  88/09/06ساعت 23:41  توسط معصومه فلاح فرد  | 

ای چرخ فلک خرابی ازکینه توست

 یاران همدل ز هم جدا گشتند چه غریبانه!!!

 برام قابل باور نیست نمیتونم بپذیرم.امشب بطور اتفاقی در سایت جناب عزیزی پست مربوط به استاد را دیدم

 و در عین نا باوری با لفظ مرحوم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

گیج شده بودم با خودم گفتم نه داری اشتباه میکنی اسم کوچیک استاد این نبود...

همین ۵ماه پیش بود که برای افتتاحیه نمایشگاهم دنبالشون میگشتم اما نشانی نیافتم...

هیچوقت فراموش نمیکنم،سال 81بود امتحان ممتاز را رد شده بودم و ناراحت بودم.استاد منو دیدن و به

دفترشان فرا خواندند و فرمودند چرا ناراحتی؟اشکال نداره انشاالله دوره بعد موفق میشی .شما فلاح فرد

هستید؟برگه شما را یادمه جزو قبولی ها بودید اما لحظه آخر یکی از اساتید بزرگوار( که هیچوقت نام

شریفشان را به من نگفتن)برگه شما را به مردودی ها انتقال دادند...مهم نیست تلاش کن و دوره بعد ثابت

کن حق قبولی با تو بوده و اشتباه شده است.و فرمودند بیا این خطوط را که دیشب نوشته ام را ببین ونظرتو

بگو خوب شده یا نه؟و در آخر فرمودند:این ها رو نشونت دادم فراموش کنی و آروم بشی....

اما استاد اون روز شما به من نگفتید وقتی که نیستید با نبود شما در جمعمان چه کنیم؟

من امشب مثل اون روز بادیدن خطوط و چهره شما آرام نشدم نمیشه رفتن شما رو باور کرد!!!

مایوسانه با دوستان تماس گرفتم که یکی این خبر را تکذیب کنه.اما شنیدم که 1هفته قبل این

اتفاق افتاده و چه غریبانه!!چرا من یکفته بعد باید این خبر را بشنوم؟؟؟

استاد با اخلاق ترین و عزیزترین فرد انجمن بودند...چرا اینقدر آرام؟؟؟!

چقدر قشنگ بود روزهای برپایی امتحانات که به عنوان ممتحن خدمت استاد بودیم چقدر شیرین و

 صمیمانه سخن میگفتند...

دوستانی که فراموش کردید که استاد چه زحماتی کشیدند...

عزیزان قدر یکدیگر بدانیم   اجل سنگست و آدم مثل شیشه

هیچوقت فراموش نمیکنم که با التماس از استاد میخواستیم انجمن را ترک نکنند به خاطر حرفهای نابحق و

 نا عادلانه ای که به استاد گفتند...یادم نمیره که در بدردنبال شماره ای از استاد میگشتیم و پیدا

نمیکردیم....یادم نمیره که با رفتن استاد اون شعبه هیچوقت آرام نگرفت...هیچکدوم از ما دوست نداشتیم که

 استاد برن اما رفت...

یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد    به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

دوستانی که استاد را دلخور کردید و از جمع انجمن و دوستدارانش جدا...

استاد رفتید اما چرا اینقدر غریبانه...

نمیتونم باور کنم .کاش یک نفر میگفت این خبر اشتباه است .کاش...ایکاش...

استاد روحت شاد هرجا که هستی مثل همیشه دعا گویمان باش و بدان:

حال همه ما خوب است اما تو باور مکن...تو باور مکن...

چه شب بدی است امشب که ستاره سو ندارد

 زدیده گرچه برفتی نمیروی از یاد

 

+ نوشته شده در  88/08/30ساعت 0:8  توسط معصومه فلاح فرد  | 

 





Powered by WebGozar